یادش بخیر
سلام بر همه دوستان
یادش بخیر.....
یه روزایی بود که از مدرسه میرفتیم خونه اولین کارمون این بود که بریم کتابای هری پاترو بخونیم
کل سال یا منتظر بودیم که فیلم جدیدش بیاد یا کتاب جدیدش
یادش بخیر.. چه دورانی داشتیم چه فکر و خیالایی داشتیم ... چه خیال بافیا داشتیم...
صبح تا شب زندگیمون شده بود خانم واتسون و هرمیون
چه قدر کودکانه فکر می کردیم.. چه قدر خوش میگذشت..
یاد جوونیامون بخیر..![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 23:38 توسط علیرضا دهشت
|