د....و....س....ت
میراث تاراج پاییزم
میبارم میرقصم میریزم
لبخندت فرجامم
میجویم آرامم
در صحن ایثار چشم تو
دستانت خاک من
میرویم میرویم
با اشک پر بار چشم تو
...![]()
باران عشقت را مهمانم
در مهر پیدایت پنهانم
نور از تو آوارم
بی باران میبارم
با روح سرشارت نابم کن
نور از تو میتابم
بیخوابم بیخوابم
با شعر چشمانت
خوابم کن
...


